تبليغاتX
پیام دکترگنجی

پیام دکترگنجی

تازه های پزشکی - بهداشت و سلامت

تعجب نکنید اگر بگوئیم عامل بیش از 80 درصد بیماری های انسان ها مستقیم یا غیر مسقیم خود آدم ها هستند.اگر بلایای طبیعی-محیطی را هم به دلیل  نا آگاهی ها و انجام ندادن اقدامات بهداشتی و پیشگیرانه به حساب کوتاهی بشر بگذاریم-آن وقت انسان صددرصد مسول ایجاد بیماری های  خودش محسوب می شود.  بنا براین تمام افراد واقشار جوامع و ممالک مختلف به تناسب و درجات متفاوتی در تولید بیماری سهیم هستند.

در این میان سهم (تقصیر) افراد و جوامع آگاه و پیشرفته هم به دلیل ایجاد فضولات و پسمانده های مصرف انرژی وهم به علت انجام ندادن وظیفه آگاهی بخشی وکمک رسانی بیشتر است.

هرکه دراین وادی مفسر تر است— برسر نادانی مقصر تر است

به همین دلیل در جامعه ما نیز دانایان و نخبگان به همراه صاحبان قدرت و امکانات و اختیار در ایجاد بیماری سهم بیشتری نسبت به بقیه افراد و اقشار دارند.

خلاصه اینکه ما پزشکان و مجموعه کارگزاران دولت مقصر اصلی کل بیماری هائی هستیم که هموطنان عزیز مارا گرفتارکرده است.

هرکه دراین میکده هوشیارتر— برقدح ریخته گنهکارتر

آگاهان و مسئولان جامعه که نقش راهبردی و رهبری جامعه را ایفا میکنند بالاترین و مهمترین وظیفه و تعهد آن ها در  احقاق حق فرد فرد جامعه- بیماری زدائی و ابقای سلامتی و ارتقاء شاخص های سلامتی فردی است.

سلامتی و بقا و دوام افراد و جامعه به عنوان مهمترین وبالاترین معیار با هیچ شاخص دیگری در هیچ زمان ومکان ومکتبی قابل جایگزینی و مقایسه نیست.

هر برنامه ای که کارگزاران و نخبگان یک قوم و ملت برای همنوعان خود طراحی و اجرا میکنند باید بدوآ متضمن سلامتی و دوام و بقای فردفرد جامعه باشد-وگرنه - نه تنها رشدو توسعه ای درکار نخواهد بود بلکه قطعآ جامعه ره سقوط را خواهد پیمود.

تقدیم به همه همکاران و مسولین محترم:

پیشنیاز پیشنماز

ای پیشنماز شهره قوم و قیام ما    قد قامت تو هرگز نیامد به کام ما

ازبس رکوع وسجودوقنوتت دراز بود   به هیچ صراط نبود مستقیم برقوام ما

راستی کجا نوشته بودند حکم اقتدا   که مقتدا نکشد ناز التزام ما

ای شارع مقدس بگو به آن مقام   شرط اقامت است رضای مدام ما

باید که پیشنماز مصلی مردمی   خود اقتدا کند به پیشنیاز دوام ما

گرصف به صف زمآموم گریزد سرنیاز   قطعآ گناه اوست که نشنید کلام ما

آن پیشنماززمان شناس اهل حال    آغاز حمد و سوره کند با سلام ما

بر پیشوای قیام و قعودخلق واجب است   توبه کند بر سجده سهو حرام ما

صد قامت صلات را فدای قدی کنیم   تا قامتی زخیرالعمل گیرد زمام ما

یارب گرای وصل توراداده ام به او    هرجا که زد به هدف تو بزن بنام ما

مفتی نه جای عتاب و عذاب است درنماز   ثبت است در صحیفه رحمان مرام ما

پایان رسید طاعت و طاقت ما در نیاز   ایکاش شود قبول نماز امام ما

ای ناشر رساله ما که شاهدی بگو   حجت تمام شد بر همه با این پیام ما

  

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

در پیام های قبلی تآکید شد "درد" یک مکانیسم دفاعی است. یک پیام - یک آلارم و یک هشدار است.معنی و مفهوم آن این است که ضایعه ای اتفاق افتاده یا دارد اتفاق می افتد.

در حقیقت درد یک نعمت الهی است.ویک دعای خوب به جان آدمیان این است که از خدا بخواهیم  هیچ انسانی بدون احساس درد نباشد.که بی دردی  بیماری لاعلاج محسوب میشود.هر عضوی از بدن که احساس درد نداشته باشد قطعآ محکوم به فنای زود رس بوده و ازبین خواهد رفت.

حال اگر شخص خودش این مکانیسم دفاعی را با مصرف دارو مختل کند صد درصد باعث ضرر و زیان جسمی خواهد شد.اگر زیان خود مواد شیمیائی داروئی مصرف شده را  بر آن بیفزائیم آسیب مضاعف به بدن وارد خواهد شد (از خسارت مالی که سود گروه دیگری است صرفنظر می کنیم).از نظرقوانین نظام پزشکی دنیا تجویز داروهای مسکن درد تنها- بدون در نظر داشتن و رفع علت درد- جرم محسوب میشود.

در ایران و جهان بالاترین مصرف دارو مربوط به انواع مسکن های درد هستند-که هم آثار جانبی شیمیائی بسیار زیادی بر بیمار تحمیل میشود وهم علت بیماری (که باعث تولید درد شده است) همچنان  به ایجاد ضایعات بیشتر ادامه میدهد.دراین گردونه این خیل بیماران و بیماری است که هر روز برآن اضافه میشود.

هزاران دارو ضایع شد ولی دردش نشد ساکت//کنون دردی دگر ازجانب هر داروئی دارد!!

 

چرا جامعه بشری چنین وضعی را براحتی تحمل می کند؟ ویا براحتی از کنار این فاجعه می گذرد؟

مدیریت شرکت های ـمنافع محورـتولید دارو آگاهانه- خیل عظیمی از پزشکان و بیماران  ناآگاهانه- فاجعه را نادیده گرفته ویا قابل تحمل و توجیه پذیر تعریف کرده اند.

متاسفانه سازمان های بهداشت و پزشکی جوامع نیز-شاید- برخوردار از حق سکوت نظام منفعت طلبی داروئی- جز شعار و هیاهو کارآئی بیشتری ندارند.    پس چه باید کرد؟

1-بایدآگاهی داد-پیام داد-اطلاع رسانی کرد-متعهدانه مسولانه  انسانی و خدائی عمل کرد- تا هرکسی برای سلامتی خودش حق  خودرا بشناسد و به هیچ وجه اجازه ندهد سلامتی اش-نعمت خدادادیش-مکانیسم دفاعیش-در محیط و دنیای سودازده او-آگاهانه یا ناآگاهانه- پایمال شود.

2-سازمان بهداشت جهانی نیز باید در کنار شاخص های پیشرفت و عقب افتادگی کشورها مثل شاخص مرگ ومیرمادروکودک-عمرزمانی و مفید ساکنین یک کشور-و................شاخص میزان سرانه مصرف دارو به خصوص انواع مسکن هارا هم-به عنوان یک شاخص پیشرفت یا عقب ماندگی کشورها- پذیرفته و رسمآ آن را اعلام نماید.

3-در کشور ما نیز وزارت متبوع باید کاهش میزان مصرف سرانه داروهای مسکن را در هر حوزه استانی و دانشگاهی به عنوان یک امتیاز برای دانشگاه و مسولین بهداشت و درمان به حساب آورده و رسمآ اعلام کند.

به امید روزی که علت درمانی-به جای علامت درمانی-نه تنها دربیماران ودر مجامع پزشکی-بلکه درتمام شئونات اجتماعی اقتصادی وفرهنگی جامعه نهادینه شود.چرا که قطعآ رونق ورشد هرقومی به آئین زندگی آن قوم مرتبط است. که آن هم در علت یابی موانع و مشکلات سر راه توسعه  رشد و تکامل-وعلت درمانی خلاصه می شود. 

کلام "لیس للانسان الی ماسعی" جاوید است/سوادوعلم فقط به مهر عمل مورد تآیید است

گمان مبر که حرف و شعار و هیاهو اثر دارد/رواج مذهب و فرهنگ فقط در تلاش و تولید است                                                                                                                                   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

وابستگی داروئی در جهان به خصوص در کشور ما آن چنان گسترده و شدید است که میتوان از آن به عنوان فاجعه یاد کرد.بیماران در مراجعه به پزشک  عادتآ ومصرآ خواستار تجویز دارو توسط پزشک معالج خود هستند.آنان درمان را در گرو مصرف دارو میدانند و نه اقدامی از نوع دیگر.

از منظر فرهنگی-افتخار آفرینان ما در عرصه شعر و ادب نیز بسیار از دارو- شربت-دوا..-- "داروی درد"--" دوای بیمار"--داروی درمان"و.....نام برده اند.مطمئنآ شعرا و خطبا وادیبان-اگر میدانستند در آینده ---"دارو زدگی در "جامعه بیماران و پزشکان" چه بلائی برسر هموطنان می آورد قطعآ روح لطیفشان اجازه چنین بیاناتی را نمیداد.  به مطالب زیر از www.hamshahrionline.ir توجه فرمائید:

"--طبق آمار سازمان جهاني بهداشت، کشور ما به لحاظ مصرف دارو، جزء 20 کشور نخست دنياست و در آسيا بعد از چين مقام دوم را دارد. بعضي‌ها البته معتقدند اين آمار دقيق نيست و ما در اين زمينه هم در دنيا رتبه اول را كسب كرده‌ايم.

چنان‌كه به گفته دکتر منتصري معاون غذا و داروي دانشگاه علوم پزشکي شيراز، ايران بالاترين رتبه مصرف سرانه دارو در جهان را دارد. آمار رسمي وزارت بهداشت مي‌گويد در 8 سال گذشته، متوسط تعداد داروهاي تجويز شده در هر نسخه، بيش از چهار قلم بوده است که در حال حاضر متوسط کشوري آن به 6/3 قلم رسيده است. اين در حالي است كه ميانگين جهاني در اين زمينه کمتر از دو قلم در هر نسخه است.

بي‌فرهنگي دارويي

به اعتقاد اکثر کارشناسان، ناآگاهي جامعه و فرهنگ و باورهاي غلط رايج در ميان مردم، دليل افزايش تجويز و مصرف دارو نسبت به استانداردهاي جهاني است. مصرف بی رویه دارو در ایران ۳برابر همین عنوان در معدل جهانی آن است.مصرف سرانه دارو در ایران نیز ۳برابر متوسط سرانه جهانی آن است

تصور عامه مردم ايران اين‌ است که پزشک خوب داروهاي بيشتر و متنوعي را تجويز مي‌کند. در حالي که با مصرف هرچه بيشتر دارو سيستم سلامت کشور رو به بهبودي نرفته بلکه بيماريها را افزايش مي‌دهد.

 فرهنگ مصرف دارو در کشور نداريم، مردم نمیدانند كه هر دارويي که مصرف مي‌کنيم به داروي ديگري نياز دارد که عوارض آن را از بين ببرد. اما اگر بپذيريم که علت درخواست دارو از سوي بيماران ناآگاهي آنها و باورهاي غلط رايج ميان مردم است، اين سؤال مطرح مي‌شود که چرا پزشکان آگاه به اين درخواست نابه‌جا پاسخ مثبت مي‌دهند؟

تنها يك پاسخ وجود دارد: برخي پزشکان به منظور نگهداري بيماران خود و جلوگيري از مراجعه آنها به پزشک ديگر، مطابق ميل بيمار رفتار مي‌کنند و داروهايي که مورد نياز بيمار نيست را بنا به تقاضاي فرد بيمار برايش تجويز مي‌کنند. اين را هم البته مي‌شود به مشكلات اقتصادي پزشكان و هزار و يك علت ديگر ربط داد.

از جمله .......من از درمان ودردو وصل و هجران /پسندم آنچه را جانان پسندد.

15 درصد خودسرانه

بر اساس تحقيقات انجام شده، ايراني‌ها 10 تا 15 درصد مجموع داروهاي کشور را به صورت خودسرانه و بدون مشورت با پزشک مصرف مي‌کنند. اين را دکتر سعيد واقفي، دبير انجمن داروسازان کشور مي‌گويد. به گفته او، مسکن‌ها بيشترين داروهايي هستند که مردم به صورت خودسرانه مصرف مي‌کنند.

دکتر واقفي ادامه مي‌دهد: علاوه بر مسکن‌ها، قطره‌هاي چشمي و آنتي‌بيوتيک‌ها نيز بيشترين ميزان مصرف خودسرانه را دارند. البته آنتي‌بيوتيک‌ها به علت نوع تاثير دارويي، بدترين داروهايي هستند که به اين شيوه مصرف مي‌‌شوند، چراکه در صورت عدم نياز بدن اين دارو مانند سم عمل مي‌کند و ميکروب‌هاي بدن را نسبت به داروها مقاوم مي‌کند و در صورت ايجاد عفونت در بدن ديگر آنتي‌بيوتيک در درمان بيماري موثر نخواهد بود.

اين در حالي است که بسياري از مردم آنتي‌بيوتيك‌ها را  بدون تجويز پزشك مصرف مي‌كنند و اين مساله باعث شده که آنتي‌بيوتيک‌ها از پرمصرف‌ترين اقلام دارويي در کشور باشند.

در هر حال به اتفاق، نظر كارشناسان اين است كه براي بهبود وضعيت تجويز و مصرف بيش از حد دارو، جامعه ما بيش از هر چيزي نياز به فرهنگ‌سازي جدي در اين زمينه دارد. هرچند برگزاري سمينارها و دوره‌هاي بازآموزي براي پزشکان و همچنين نظارت کافي بر نحوه تجويز دارو از سوي مراجع ذي‌ربط، از ديگر مواردي است که مي‌تواند تجويز بي‌رويه دارو را کاهش دهد.--"

تاریخ درج: 4 آذر 1385 ساعت 17:33 تاریخ تایید: 4 آذر 1385 ساعت 17:42 تاریخ به روز رسانی: 4 آذر 1385 ساعت 17:42  
     
  

فاجعه در کجاست؟ در آن جا که مصرف نابجا و زیاد دارو سم محسوب میشود؟ خیر.

فاجعه آن جاست که درمان اصلی و قطعی بیش از ۹۰ درصد بیماری های شناخته شده "دارو "نیست.بله درست خواندید.بیش از نود درصد.

بنا براین بیش از ۹۰ درصد بیماری ها به درستی درمان نمی شوند

یعنی سیکل معیوب پست قبلی تقریبآ تمامآ به دلیل گفته شده بالا اتفاق می افتد.مضافآ به این که مسمومیت مزمن حتی بعضآ حاد داروئی نیز به بیماران و بیماری اضافه میشود.

به امید روزی که از عقل و خرد پیروی کنیم تا بیشتر بیاموزیم وبهتر زندگی کنیم تااز بالاترین نعمت خداوند که سلامتی است بهره مند شویم. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

از سیکل معیویب چه میدانید؟

فکر می کنید چند درصد از کار روزانه ما در گردونه "سیکل معیوب" قرار می گیرد؟

تعجب نکنید که در محیط اجتماعی و اقتصادی و تربیتی ودرمانی ما قسمت اعظمی از کار های فردی و گروهی از مصادیق بارز "سیکل معیوب" -یا همان "دور باطل" است.

در رشته خودم متاسفانه  حدود ۶۵ درصد اقدامات و فعالیت های درمانی در دور باطل قرار می گیرد.

مثلآ اگر درد کمری را درمان کردیم پس از مدتی همان شخص مجددآ به همان نوع درد کمر مبتلا شد قطعآ دور باطل اتفاق افتاده است.چرا؟

اگر شکستگی ساق مصدومی را عمل کردیم و راه افتاد و سر کار قبلی خود برگشت  و چند ماه بعد باشکستگی همان ساق یا پای دیگر مراجعه نماید-اگر این شخص در دور باطل نیست پس بر کدام مدار قرار دارد که دچار آسیب کاملآ یکسان و  قربانی حادثه کاملآ هماهنگ شده است؟

اصلآ چرا یک شخص باید برای یک بیماری چندین دوره درمان بشود؟

چرا یک فرد باید از یک سوراخ چندین بار گزیده شود؟

در "سیکل معیوب" سیر کردن- علل گوناگونی دارد.

علت اصلی و خلاصه شده آن  این است که "بیمار" و "پزشک"-"سرویس گیرنده" و "سرویس دهنده" به  "حق" و "وظیفه" خود آشنا نیستند.

"حق بیمار" این است که از پزشک حتمآ و مصرآ بخواهدکه یادش بدهد  -پس از درمان چه کند که دیگر به این بیماری مبتلا نشود.و کمتر و خارج از حقش هم مطالبه نکند.

"وظیفه پزشک" این است که حتمآ و موکدآ به بیمار آموزش دهد که چه کند تا دیگربه این بیماری دچار نشود و از انجام این وظیفه به هیچ وجه سر باز نزند و غافل نباشد.

به این جمله حضرت علی(ع) -خطاب به مردم در اولین روز زمامداری -در جواب کسانی که خلق الله را از شمشیر علی میتر ساندند-خوب توجه کنید:

(...شنیدم از شمشیر من شمارا ترساندند و در برخی از شما ایجاد وحشت کردند.از شمشیر من فقط دو گروه باید بترسند و بقیه کاملآ در امانند.اول-گروهی که خارج از "حق" خود مطالبه کنند.دوم-گروهی که "وظیفه" خودرا انجام ندهند......سر افرازی هر قومی در هرزمانی در گرو -مطالبه و احقاق حق- و در انجام وظیفه تمام و کمال آحاد مردم و کار گزاران آن است... ).   واقعآ این بیان دور باطل شکن نیست؟

این بیان به قول حافظ "شکر شکن" است.

هر چند که شناخت "حق"- و "وظیفه" پیش نیاز مطالبه و ارائه خدمت است ولی تعداد افرادیکه این شناخت را دارند و عمل نمی کنند فراوانند. و از طرف دیگر کسانی هم هستند که وظیفه آن ها شناساندن "حق و وظیفه" افراد جامعه است و لی عامدآ و غافلآ کوتاهی درانجام "وظیفه" می کنند. 

یاد استاد دکتر" احمد خالق نژاد طبری" بنیان گذار دانشگاه های علوم پزشکی مازندران و گرگان به خیر-که هر وقت به این بیان شیوا میرسید صد حیف و افسوس کنان -اشک در چشمش حلقه میزد.

تقدیم به این اسوه علم و معرفت:

                                ای که نژاد خالقی مرهم جان خسته ای 

 نقش تو جلوه میکند هر جا کمرکه بسته ای

شهره خاص وعامه ای رونق قوم طبری

مرتبه ای که درعمل برای علم نشسته ای

مکتب عشق و عاشقی گر احمدی چوتو نداشت  

 کجا قراری میگرفت ساز دل شکسته ای

تاب وتوان آشنا صبر و سکوت دیگران  

سرآمده برآن دری که روی تشنه بسته ای

دلخوشی زمانه رفت هر آن چه در زمینه داشت

از آن زمان که یکسره از این دیار گسسته ای

یوسف عاشقان بیا رو شده چاک پیراهن  

از حرم حرامیان کنون توای که رسته ای

شاهد ماجرا دگر دل نکند زکوی دوست  

 تا شنود بگوش جان یک خبر خجسته ای

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

فرارسیدن سال نو شمسی  ایرانی باستانی برهمگان مبارک باد.

سال که نو می شود جسم ما قطعآکهنه می شود.

پس وقتی امید واریم و دعا می کنیم که واقعآ سال نوئی داشته باشیم-قطعآ منظور ما فکر نو-طرح نو-نگاه نو-روش نو-حال و احوال نو- و روح و روان نو و جدید است.نگاه کنید....واقعآ یک نگاه کنجکاوانه و اندیشمندانه..... طبیعت و محیط با صد هزار جلوه نو برون آمد-باید با صد هزار دیده پیام و حکم را دریافت کنیم که ما هم باید چنان شویم.

باید حد اقل سالی یکبار دوش به دوش طبیعت مان-پا به پای فطرتمان-و قدم به قدم نیازمان-نو شویم-متحول گردیم-تغییر کنیم و عوض شویم.

به قول افلاطون "ققط احمق ها  هستند که هیچوقت عوض نمیشوند".

تقدیم به بندگان خدای محو الحول والاحوال:

سر آغاز:

ای نام تو بهترین نظر ساز    طرح نوئی در نگاهم انداز

 ای باعث کل هر تحول      حول نظری الی توکل

 

ای یاد تو درس هر کلاسم     از نون و قلم بده خلاصم

قدری به من هم سواد آموز     یک نقطه نما جهانم افروز

 

ای ناز تو بهترین  برانداز    یک جلوه از آن به جانم انداز

یک چشمه که دیده ام بدوزد   جانم ببرد مرا بسوزد

 

ای کار تو بهترین خبر ساز       اخبار مرا مدینه انداز

عشق نبوی نثار من کن         کوی علوی دیار من کن

 

یا مالک روز و شب -بخوانم     یک چشم و دلی بده چنانم

-تا عرصه روزبعد از اینم      جز شاهد خود کسی نبینم

 

ای مهر تو ختم هر نوازش    دریاب مرا دراین نیایش

 

واقعآ سال نوئی داشته باشید

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

 

چرا  باید آنقدر داغ باشد که لب بسوزد و یا آنقدر یخ که لب بدوزد؟

انسان  جزء آن دسته از جاندارانی است که پستاندار خون گرمش می نامند.

دمای بدن انسان همواره ثابت بوده و در محیط ها و شرایط گوناگون جغرافیائی و آب و هوائی 37 درجه سانتی گراد بالای صفرباقی می ماند.

از 6 ملیارد جمعیت انسانی روی کره زمین حتی یک نفر هم نمی توان پیدا کرد که در حالت سلامتی دمای بدن ثابت 37 درجه نداشته باشد.

 عدد 37بهترین و معتبر ترین معیاری است که انسان باید دمای خوراکی ها و آشامیدنی هارا با آن تنظیم نماید. هرچه دمای موادی که به فضای دهان میرسد از 37 درجه سانتی گراد بیشتر فاصله بگیرد(مثبت یا منفی) به همان میزان برای بافت ها نامناسب و زیان بار خواهد بود.

وقتی خلقت و طبیعت و فطرت چنین است چه عاملی باعث تغییر خواست و ذائقه ما انسان ها شده است؟ آن چنان که نوشیدن مایعات حول و حوش 37 درجه نه تنها گوارا نیست بلکه نا خوش آیند و بدمزه است. حتی در مذاق برخی از صاحبان ذائقه چای داغی که استکان حاوی آن پوست کلفت انگشتان دست را میسوزاند-برای مخاط ظریف دهان نه تنها قابل تحمل بلکه خوش دما و گوارا می باشد.!!!

جایگزین چای یا نوشیدنی داغ معمولآ نوشابه های سرد و تگری است.

چرا دمای بین داغی و تگری طرفدار ندارد!؟

چرا دمای طبیعی محیط برای خوراکی ها در ذائقه غالب افراد خوش آیند نیست؟!

چرا مزه غذا ها و خوراکی های طبیعی(دستکاری نشده توسط بشر) در خیلی از ذائقه ها لذیذ نیست؟!

چرا یا داغ یا یخ؟!

چرا یاشوری شور یا بی نمکی؟!

چرا یا رومی روم یا زنگی زنگ؟!

چرا یا خیلی خوب است یا خیلی مزخرف؟!

چرا یا افراط یا تفریط؟!

چرا یا همه یا هیچ؟!

چرا.....؟!

بشر نوعآ نهایت طلب_تنوع خواه_اختلاف پسند است.چنین نرم افزاری که در ساختار بشر کار گذاشته شده  است لازمه رشد و تعالی انسان هااست.اگر از این ویژگی سازمانی اندیشمندانه-ارادی و بهینه استفاده نشود آدم به بیراهه کشیده میشود.

ناهنجاری تغذیه ای که "داغ یا یخ" پسندی نمونه کوچکی از این بیراهه پیمائی است به علت نا آگاهی بشر از ساختمان وتشکیلات کاربردی پیکره انسانی وعدم تعامل با آن است.

لازم نیست بیراهه پیمایان را حتمآ درمیان بیسوادان یا نا آگاهان ازعلوم پزشکی جستجو کنید.کافی است سری به "سونا-سرا" بزنید ببینید آنان که در بخار داغ  عرق میریزند و درهمان حال یکباره در حوض آب یخ شیرجه می زنند-دارای چه مدرک تحصیلی هستند!!؟؟

این گونه نا هنجاری های رفتاری نه تنها زیانبار و بیماری زاست-بلکه مایه سر افکندگی نوع بشر است به خصوص برای امتی که خاتم پیغمبران آنان را"میانه رو=امت وسط" شناسنامه دار نموده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

بیکاری=بیماری (سازمان بهداشت جهانی)

همان طوری که در پست قبلی نوشتیم انسان برای سالم ماندن باید دستگاه استخوانی-عضلانی بدن را که "دستگاه حرکتی بدن" نیز می نامیم-وادار به کار و حرکت نماید.کار فیزیکی برای سلامتی جسم و روح لازم است.در مقطع زمانی کنونی به دلیل ناهنجاری های زندگی ماشینی و دیژیتالی جسم و روح انسان ها در معرض خطر جدی بیماری و استهلاک قرار دارد.تعجب نکنید بر خلاف سیستم های حرکتی ماشینی که کار کردن باعث تخریب و استهلاک می گردد در جانداران این بیکاری و بی تحرکی است که باعث تخریب و استهلاک"بیماری" میشود.

انسان صفر کیلومتر با اتومبیل صفر کیلومتر!؟-اولی نماد بی ارزشی  و دومی بیانگر ذیقیمت بودن است. 

هیچ شکی نیست که انسان برای "کار" آفریده شده است.

طبق قانون آفرینش  فقط منظور آفرینش هر سیستم جاندار"بیولژیک" ضامن و عامل بقا آن هست و بس .

از این قانون بشر نیز الهام گرفته و در ساخت بعضی از سیستم های ماشینی در سطح بسیار ساده استفاده نموده است.مثلآ کار موتور اتومبیل باعث مکش بنزین و پمپاژ آن به داخل سیلندر میشود-احتراق در داخل سیلندر ایجاد میشود-انفجار ایجاد شده باعث ادامه کار و دور موتور میشود..و این سیکل ادامه می یابد. 

"کار" انسان از فکری و اندیشیدن محض(بی تحرکی کامل) تا فعالیت شدید بدنی و عضلانی-استخوانی قابل تصور است.ثابت شده است که حتی کار فکری در آرامش و بی حرکتی کامل  دستگاه استخوانی عضلانی به مدت طولانی- در شرایط یکسان-از بیکاری فکری-از نظر تغذیه و خونرسانی به کل بافت های بدن-به مراتب بهتر است. 

در چندین بررسی بعمل آمده در چند کشور ثابت شده است کارمندان پس از باز نشستگی اگر مشغول به کار دیگری نشوند درصد morbidity (بیمار شدن) در آن ها در مقایسه با زمان اشتغال خود و همچنین در قیاس با همسن و سالان و همکارانشان که خودرا به کاری مشغول کرده اندخیلی با لاست.

در بسیاری از کشور ها کارمندان پس از باز نشستگی به تیمی از مددکاران سپرده می شوند تا با ساز و کار های مناسب آنان را از ابتلابه بیماری(باز نشستگی) باز دارند.

کار و فعالیت ضامن سلامتی-و سلامتی ضامن ادامه حیات است. 

         

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

یکی از مشکلات جامعه ما -نا آگاهی عمومی جامعه از مسائل و مباحث و مقررات پزشکی است.

غالب بیماران (شاید هم تمام بیماران ) وقتی به پزشک مراجعه میکنند انتظار بهبودی صددرصد دارند که در اسرع زمان -اتفاق بیفتد(حاصل شود).این انتظار در خیلی از بیماران بر آورده میشود ولی در موارد زیادی هم ممکن است بهبودی کامل بدست نیاید.کم نیستند بیمارانی که از پزشک معالج تضمین ۱۰۰٪ بهبودی خودرا طلب میکنند که در چنین شرایطی پزشک حاضر و قادر به چنین تضمینی نیست.

از نظر علمی و دینی و اعتقادی هیچ پزشکی نمی تواند تضمین صددرصدی به بیمار بدهد که بهبود خواهد یافت.هر چند از منظر مقررات وقوانین و معاهدات طرفینی چنین تضمینی ممکن است قابل رد و بدل باشد ولی از دید گاه علم پزشکی و اعتقادات دینی در تمام آئین های خدائی چنین تضمینی مخدوش است.چرا؟  برای این که:

۱-شفا دهنده اصلی و نهائی خدا است.و بشر نمیداند مشیت خدا در این بیماری و بیمار چیست؟

۲-بی نهایت عامل و کنش ها و واکنش ها باعث میشود تا یک بیماری پدید آید و بی نهایت عامل باید بکار بیفتد تا بیماری بر طرف گردد.وبشر فقط به تعداد اندکی از عوامل بیماری و بهبودی پی برده است.

۳-پزشک فقط در محدوده امکانات -دانستنی ها و توانائی هایش میتواند برای بهبودی بیمار تلاش کند که در مقایسه با آن دو بی نهایت پیشگفت بسیار بسیار......--.... ناچیز است.

بنا براین پزشک فقط میتواند (و معقول و پسندیده است)این تضمین را بدهد که حد اکثر (۱۰۰٪) توان و دانش خودرا در درمان بیمار بکار خواهد بست.به عبارتی دیگر پزشک میتواند و موظف است در درمان بیماران صددرصد انجام "تکلیف" خودرا بر اساس جدید ترین یافته های علم روز و توانائی و تجربه و فهم خودش " تضمین"کند.

امروزه تعداد زیادی از شکایت های بیماران از دست پزشکان معالج که در نظام پزشکی و یا پزشکی قانونی ایران و جهان مطرح می شود ناشی از همین فهم و تعبیر های نادرست است که- بیمار بجای "تکلیف" -بهبودی- خواسته است ویا پزشک بجای "تضمین تکلیف" -تضمین بهبودی- داده است.

در یک حدیث قدسی آمده است:موسی پیغمبر از خدا می پرسد-درد و بیماری را کی درمان میکند؟ خدا  می فرماید-من. موسی می پرسد پس اطبا چه میکنند؟ پروردگار می فرماید-من دل آن هارا هم خوش می کنم.

غزل مرتبط تقدیم شما است.

در حدیث قدسی خواندم یک کلامی از خدا 

درسوال آن کلیم الله --پیامی از خدا

گفت یا رب- درد را -درمان را-بانی رتق و فتق کیست؟

در جواب آمد --منم شافی کل مبتلا

گفت موسی- پس طبیبان با مریضان- چون کنند؟

این ندا آمد که- دلخوش می کنم من هردو را

 

 ای تو بیمار من و-من هم مریض احوال تو

دست بر دار از سر سودائی و تضمین ما

 

شاهدی از قول یک بیمار آگاه می سرود

هرچه پیش آید خوش آید وقتی تکلیف شد ادا

................................................................. 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

همان طوریکه در پست قبلی مرتبط با موضوع (چرا بیمار می شویم-۶ )عنوان شد باید بافت ها و سلول های بدن را وادار و تحریک به "کار" کرد.این عمل باعث افزایش ظرفیت کاری و در نتیجه بالا رفتن قدرت دفاعی سلولهای بدن می شود.

بسیار جالب و شاید هم عجیب باشد که بدانیم-بافت های بدن علیرغم تنوع ساختاری و کار و وظیفه ای که دارند(مغز-کلیه- کبد-ریه-قلب-پوست-روده ها و معده-بافت های خونی و لنفی-و........)در صورتی سلامتی خودرا حفظ می کنند که "کار فیزیکی-مکانیکی" توسط دستگاه ارادی( عضلانی استخوانی) بدن صورت گیرد.

اگر "کار" ارادی "فیزیکی" عضلانی صورت نگیرد بقیه ارگان ها و بافت های بدن وادار به کار و فعالیت نمی شوند.به عبارت دیگر ورزش و تقویت تمام ارگان ها و بافت های بدن فقط با ورزش ارادی عضلات ارادی بدن صورت می گیرد.

بهترین "قلب" قلب یک ورزشکار هوازی است.بهترین و کارآ ترین "کلیه "در بدن یک ورزشکار وجود دارد.بهترین سیستم دفاعی در قبال ویروس و میکرب را باید در بدن یک ورزشکار جستجو کرد.و.......-بنا براین میتوان گفت که ورزش و کار و فعالیت تمام دستگاه های بدن-در گرو کار "عضلات ارادی"بدن می باشد.

خالق یکتا چنین مقرر فرموده است که تمام سلول های بدن باید در خدمت کار ارادی عضلات(ماهیچه) های بدن باشند-تا در قبال سرویس دهی به آن-هم از تغذیه و خون رسانی خوب بهره مند شوند و هم ظرفیت و کارآئی خودرا افزایش دهند.(یعنی قوی تر و مقاوم تر شوند).

حتی مغز که مرکز فرماندهی ارادی بدن می باشد-دریافت مواد لازم تغذیه ای و سلامتی این فرمانده کل  مدیون کار عضلات ارادی بدن می باشد. قلب نیز چنین است.وظیفه قلب پمپاژ و ر ساندن خون " غذا و اکسیژن"به همه بافت های بدن می باشد. ولی خونرسانی-تغذیه و سلامتی این(ساقی گردونه ) هم -فقط با کار و فعالیت ارادی عضلات بدن اتفاق می افتد و بس.

 واقعآ جای تعجب نیست که بدانیم تمام ارگان های بدن به گونه ای جیره خوار کار ارادی عضلات بدن هستند.و گوئی که کل پیکره آدم-دست به سینه-و در خدمت ـاراده و کار فیزیکی بشر قرار دارد.  ناتمام......

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت   توسط  دکترگنجی  | 

 

تقدیم به:

 هفتاد و دوملت.

 

دوش رخت سفری قامت جانم کردند

یک هزار مهرخ مست جلوه بامم کردند

 

 بر ردائی که به قدر شبی بر دوشم بود

سی هزار آینه دار غرق نگاهم کردند

 

حال و احوالی که از هوش به سر داشته ام

صد هزار    ساقی آماده    مجابم کردند

 

صبحدم وقت تشرف به دم صاحب نور

ملک هفتادو دو ملت همه نامم کردند

 

صحنه ای بود سزاوار ستایشگه حور

با چنان نام ونشانی که صدایم کردند

 

من چه گویم که چگونه سر و سری بوده است

تا که آگاه شوم    مست و    خمارم    کردند

 

آه  ای شاهد سر مستی آدم  بنویس

یک شبی هدیه  یک عمر نثارم کردند.

................................................................

 

التماس دعا

                                                     

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت   توسط  دکترگنجی  |